محمد تقي جعفري
318
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كه جويندگان در خود احساس مىكنند ، نه تنها رويدادها و عوارض و حركات رو بناى جهان براى بر طرف كردن احتياجات است ، بلكه - ( ( 3209 ) ) حق تعالى كاين سماوات آفريد از براى رفع حاجات آفريد بارها گفتهايم كه : - « عاقبت جوينده يابنده بود « مايهء اصلى وصول به مقاصد احساس درد است كه اصل اساسى مراحم است . اين است قاعدهء انتقال از نقص به كمال : - ( ( 3210 ) ) هر كجا دردى دوا آن جا رود هر كجا پستى است آب آن جا رود ( ( 3211 ) ) هر كجا مشكل جواب آن جا رود هر كجا فقرى نوا آن جا رود [ به آبهاى تيره و محدود براى رفع تشنگىهايت قناعت مكن ، اگر ديدى آبهاى محدود و آلودهء تشنگى ترا بر طرف كرد ، بدان كه آن تشنگى معلول اشتهاى كاذب بوده است . برو ] : - ( ( 3212 ) ) آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست اگر در مجراى قوانين طبيعى - الهى طفلى احتياج به شير نداشت ، آيا ممكن بود كه شيرى از پستان مادر به جريان بيافتد ؟ برو ، رو به بالاها و پستىها و سنگلاخهاى زندگانى آن قدر تقلا و تلاش كن ، تا تشنگى واقعى و استعداد نهفته ات چهره بنمايد پس از به دست آوردن تشنگى ، از بانگ رعد فضايى ، صداى آب را خواهى شنيد . آخر نيازمنديهاى تو از گياه ناچيز پستتر نيست ، تو با احساس نيازمندى گياه زحمتها مىكشى و آب را به سوى آن سرازير مىكنى و سيرابش مىنمايى ، گوش آب را مىگيرى و به سوى آن زراعت مىكشى كه تشنهء آن آب است . جان آدمى هم مزرعه ايست كه جواهر گران بهاى استعدادها و فعاليتها محصول آنست ، اگر اين مزرعه احساس نياز كند ، ابر رحمت الهى كه آب كوثر در بر دارد به سراغش خواهد آمد و آن گاه شايستهء آشاميدن شراب طهور الهى خواهد گشت . براى به دست آوردن اين شايستگى ، يك وسيله در دست دارى و بس آن هم سوز تشنگى است .